تبليغاتX
نفسهای آخر یه مرد مرده !
My Surreal Thoughts On How I Died
من جادو رو باور ندارم !
من آی چینگ رو باور ندارم !
من انجیل رو باور ندارم !
من تاروت رو باور ندارم !
من هیتلر رو باور ندارم !
من مسیح رو باور ندارم !
من جان اف کندی رو باور ندارم !
من بودا رو باور ندارم !
من منترا را باور ندارم !
من گیتا رو باور ندارم !
من یوگا رو باور ندرام !
من کابالا رو باور ندارم !
من مانی رو باور ندارم !
من کوروش رو باور ندارم !
من آلیستر کرولی رو باور ندارم !
من اوززی رو باور ندارم !
من شینتو رو باور ندارم !
من فلافل رو باور ندارم !
من الویس رو باور ندارم !
من سیگار رو باور ندارم !
من باب دیلان رو باور ندارم !
من بیتلز رو باور ندارم !
من فلوید رو باور ندارم !
من جیمی پیج رو باور ندارم !

من فقط خودم رو باور دارم !
و تو رو باور دارم !
این تنها حقیقته !

رویاها تموم شده ! چی می تونم بگی ؟
دیروز من بافنده رویاها و wishmaster  بودم ...
امروز فقط زوسو هستم !
رویاها تموم شده !


 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 21:16  توسط Zoso | 
یه روز سرم درد می کرد ...
یه سر درد ساده ...
یه قرص خوردم روشم آب خوردم ...
فکر کردم حالم خوب می شه این جوری ...
ولی قرصه تو گلوم گیر کرد ...
و من خفه شدم ...
و مردم ...
آهای آدمای زنده ... که خودتونو اینقدر با لباس می پوشونید که سردتون نشه ...
آهای کسایی که یخچالاتونو پور غذا می کنید که گشنه نمونین ...
ای کسایی که به مگنوم های 44. و ریولوراتون می نازید ...
بترسید از اوون روزی که شالگرداناتون دور گردانتاتون بپیچه و خفتون کنه ، که غذاهاتون کپک بزنه و مسمتون کنه ، که تفنگ هاتون برعکس تو مغز خودتون شلیک کنن !
من فقط یه قرص خوردم که سرم خوب شه !
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 0:45  توسط Zoso |