تبليغاتX
نفسهای آخر یه مرد مرده ! - نفس سیزدهم
My Surreal Thoughts On How I Died
زندگی برا من مثل یه پیاز بود !

همش هی پوستشو کندم تا برسم به میوه اصلی ... حالا که مردم می فهمم ! میوه اصلی وجود نداشت همش پوست بود و این کندن پوست اشکمو درآورد .. آخرش چیزی که برام موند یه دست خالی از میوه بود و یه جفت چشم پر از اشک .... !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 23:8  توسط Zoso |