![]() |
![]() |
|
| My Surreal Thoughts On How I Died |
|
یه روز سرم درد می کرد ...
یه سر درد ساده ... یه قرص خوردم روشم آب خوردم ... فکر کردم حالم خوب می شه این جوری ... ولی قرصه تو گلوم گیر کرد ... و من خفه شدم ... و مردم ... آهای آدمای زنده ... که خودتونو اینقدر با لباس می پوشونید که سردتون نشه ... آهای کسایی که یخچالاتونو پور غذا می کنید که گشنه نمونین ... ای کسایی که به مگنوم های 44. و ریولوراتون می نازید ... بترسید از اوون روزی که شالگرداناتون دور گردانتاتون بپیچه و خفتون کنه ، که غذاهاتون کپک بزنه و مسمتون کنه ، که تفنگ هاتون برعکس تو مغز خودتون شلیک کنن ! من فقط یه قرص خوردم که سرم خوب شه ! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 0:45 توسط Zoso |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
My Life Without me
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|